تبليغاتX
دختران شعيب

دختران شعيب
چلچله باش تا فرصتی به قارقار کلاغ ندهی

بانگ جرس

بازوی من خم میشود ، یعنی خدا هست
مه بیش یا کم میشود ، یعنی خدا هست

مرغ مهاجر را در اقصی نقطه خاک
دانه فراهم میشود ، یعنی خدا هست

وقتی که گندمزار، پیش عطر باران
سر تا قدم خم میشود ، یعنی خدا هست

وقتی درختان کرده دست خویش ، بالا
وان ابر ، نم نم میشود ، یعنی خدا هست

وقتی حباب پاکدل بر روی برفاب
همجام شبنم میشود ، یعنی خدا هست

وقتی سلوک جویباری رو به دریا
همرنگ زمزم میشود ، یعنی خدا هست

وقتی پرستو جوجه های تازه زا را
مستانه همدم میشود ، یعنی خدا هست

وقتی هراس قدسی آرام بخشی
با سینه محرم میشود ، یعنی خدا هست

بانگ جرس می آید از آن دور دستان
دیگر مسلم میشود ، یعنی خدا هست

گوئی شراب دیر ساله بود این شعر
جامی اگر جم میشود ، یعنی خدا هست

فرمود با قلب شکسته همنشینم
غمگین چو بی غم میشود ، یعنی خدا هست

وقتی دلی با صد هزاران رهزن فکر
مایل به حق هم میشود یعنی خدا هست

دنیا توانستی نباشد ، هست اما
عالم چو عالم میشود ، یعنی خدا هست

[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 20:37 ] [ ... ]
هدف روشن است... قبلا هم گفته ایم... پیدا کردن راهی برای حرف زدن، برای از اسلام و خدا گفتن. اگر گاهی سستی می شود و شرایط سخت، کار روزگار است و کمی کم همتی ما... دعا بفرمایید اینبار دختران شعیب قدم محکمی برداشته باشند و پیروز شوند، نزد خدا ان شاءالله.

خدا را شکر جلسه ی امروز برگزار شد.

تصمیمات چدیدی گرفتیم. ابتدا خواندن کتاب های مبنایی به صورت مشترک بود. مثلا کتاب منطق کاربردی آقای خندان.

کتاب دیگری هم در زمینه ی فمینیسم و مبانی آن که یکی از خانم ها مسوول جست و جو برای بهترین منبع شد.

تصمیم گرفتیم بعد از عید مناظره ای داشته باشیم، موضوعات پیشنهادی را چهارشنبه بررسی می کنیم و به حول و قوه الهی شروع می کنیم به مطالعه.

جلسات هفتگی هم برای تبادل اطلاعات و مباحثه ی مطالب خوانده شده، اگر خدا بخواهد چهارشنبه ها 11:30 تا 14. بوفه؟ کلاس خالی؟ هر جا که پیدا شد...

[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 21:54 ] [ ... ]
انشاالله قرار است فردا تعدادی از دختران شعیب که علاقه مند به ادامه ی کار هستند دور هم جمع شوند و تصمیم جدیدی برای ادامه ی کار بگیرند، با روش جدید و انشاالله نتیچه های جدید.

دعا بفرمایید.

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 21:41 ] [ ... ]

...و چه غرا و رسا گفت همی دخت پيمبر

به آن مردم بی رحم و صفت

در آن مجلس پرنيرنگ و فريب

ای وای بر حال شما مردم کوفه!

به جگر پاره ی پيغمبر اسلام چه کرديد که از آن

جگرِ ختمِ رسل پاره شد و سوخت

 بدانيد که از آتش بيداد شما سوخت دل فاطمه آن بضعه ی پيغمبر اکرم

به خود آييد و ببينيد چه خون های شريفی  زِ دم تيغ شما ريخته برخاک

 چه تن های لطيفی که زشمشير شما شد همه صدچاک

چه بی باک کشيديد به آتش حرم آل نبی را و کشانديد به صحرا و در و دشت زن و دختر و اطفال صغيری که نهادند سر از کثرت وحشت به بيابان و دويدند روی خار مغيلان و زديد از ره بيداد به کعب نی و سيلیّ ستم در حرم آل علی فاطمه ها را

به خدا پيش تر از اين ستم و ظلم و جنايت چه به مکه چه مدينه چه سر کوچه و بازار نديدند نديدند قدو قامت ما را

 

گر از اين ظلم و ستم ابر شود آتش وباران همه خون گردد و چون سيل ببارد به زمين يا که سماوات شوند از همه سو پاره و ريزند زافلاک به روی کره ی خاک و يا باز شود کام زمين و بکشد در دل پر آتش خود خلق جهان را عجبی نيست

شما نامه نوشتيد که فرزند پيمبر به سوی کوفه بيايد

در رحمت به سوی خلق گشايد

همه گفتيد که بايد پسر فاطمه برما ره توحيد نمايد

به چه تقصير کشيديد به رويش ز ره کينه وتزوير همه نيزه و شمشير

گه از سنگ و گهی تير

 کجا رفت جوانمردی و قدر و شرف و غيرت و مردانگی

افسوس که کشتيد پس از کشتن هفتاد و دوتن مثل علی اکبر و عباس نهاديد به نی رأس امام شهدا را...

 

سلام

حضرت سجاد(عليه السلام)به خاطر بيماری و بسياری از دلايل ديگر از جمله اينکه بتوانند در مجالس آتی و با حفظ جانشان به ايراد سخنرانی بپردازند؛در بستر بودند و حضرت زينب (سلام الله عليها)با خواندن خطبه به روشن گری اذهان می پرداختند.

شعر فوق بحر طويلی از کتاب(يک ماه خون گرفته،هفتاد و دو ستاره) از غلام رضا سازگار است که خطبه ی آن حضرت را به زيبايی بيان کرده اند.

 

التماس دعا

                                                                                                   م.صابری

[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 20:34 ] [ ... ]

 زمزم تا ولایت

(
یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک –فی حق علی-وان لم تفعل فما بلغته رسالته والله یعصمک من الناس)
ان من کنت مولاه فهذا علی مولاه و هو علی بن ابی طالب اخی و وصی و موالاته من الله عزوجل انزلها علی
هان مردمان!قران برشما روشن می کند که امامان پس از علی فرزندان اویند ومن به شما شناساندم که انان از او از من اند.
او (علی)پیشوای روشنگر است که خداوند در سوره یاسین یاد کرده که دانش هر چیز رادر امام روشن گر بر شمرده ایم
اولین نماز گزار و پرستشگر خدا به همراه من علی است.
هان مردمان!او از سوی خدا امام است وهرگز خداوند توبه منکر اورا نپذیرد واورا نیامرزد این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی وهر ایینه او را به عذاب دردناک بایدار کیفر کند ................
هان بدانید!جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد:هر انکه با علی بستیزد وبر ولایت او گردن نگزارد نفرین وخشم من بر او باد...............
هان مردمان!همانا او همجوار و همسایه خداوند است که در نبشته عزیز خود اورا یاد کرده ودر باره ستیزندگان با او فرموده :تا انکه مبادا کسی در روز رستخیز بگویدافسوس که درباره همجوار و همسایه خدا کوتاهی کردم .......
بدانید که این سخن خدا بود ومن از طرف خدا سخن گفتم هشدارکه هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمومنین خوانده شود هشدارکه بس از من امارت مومنان برای کسی جز او روا نباشد.
اگاه باشید!که باعلی نمی ستیزد مگر بی سعادت و سرپرستی اورا نمی پذیرد مگر رستگار پرهیزگار.......
سوره و العصر درباره اوست :به نام خداوند همه مهر مهرورز. قسم به زمان وانسان در زیان است (مگر علی که ایمان اورده و به درستی و شکیبایی اراسته است .
هان مردمان !بزودی بس از من پیشوایانی خواهند بود که شما را به سوی اتش می خوانند ودر روز رستاخیز تنها و بی یاور خواهند ماند .......هان مردمان!خداوند ومن از انان بی زاریم.
انان ویا وراث و پیروانشان در بدترین جای جهنم جایگاه متکبران خواهند بود. 
هان مردمان!اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جای می گذارم ودر نسل خود تا برپایی روز رستاخیز.
اگاه باشید! به زودی بس از من امامت را با پادشاهی جابجا نموده ان را غصب کرده و به تصرف خویش در می اورند.

هان!نفرین و خشم خدا بر غاصبان وچپاولگران!والبته در ان هنگام خداوند اتش عذاب-شعله های اتش و مس-گداخته برسر شما جن وانس خواهد ریخت......
هان!مردمان هر ایینه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد کرد تا ناپاک را از پاک جدا کند و خداوند نمی خواهد شما را بر غیب اگاه گرداند.
اگاه باشید!البته حزب خدا چیره و غالب خواهد بود هشدار که:ستیزندگان با امامان گمراه و همکاران شیاطینند برای گمراهی مردمان سخنان بیهوده و پوچ را به یکدیگر می رسانند .
هان!دوستداران امامان ایمانیانند که قران چنان توصیف فرموده: انان که ایمان اورده و باور خود را به شرک نیالودند در امان ودر راه راست هستند. 

نگاره هایی از خطابه غدیر
به هر دو عالم کسی نباشد برای من اشناتر از تو
منم منم بی بهاتر از من توئی توئی کیمیا تر از تو

نوشته بر تیغ ذوالفقارت که جبر باشد در اختیارت
ومرد عالم فقط تو هستی خود توئی لافتی تر از تو

دمی که رفتی به دوش احمد تمامی کائنات گفتند 
کسی نبوده کسی ندیده کسی نرفته فراتر از تو

به شوق رویت روم به هر سو به ذکر یا حق به ذکر یاهو 
برای اثبات بودن او چه ایه ای بر ملاتر از تو 

تو را خدایی که افریده درون ایینه را کشیده 
تو وجه اویی خودت بگو که کدام بنده خداتر از تو 

جهان سراسر فقط تو هستس برای عالم مدد تو هستی
ازل توهستی ابد تو بودی که دیده بی انتها تر از تو 

نوشتی از روزگار سیرم برای تنهائی ات بمیرم 
به چاه گفتی کسی نمانده برای من اشنا تر از تو

به کعبه تکیه بزن دوباره بگو که بودی بگو که هستی
که در زمین زمان صدائی دگر نباشد رساتر از تو
سید حمید رضا برقعی
میرحیدری

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 17:28 ] [ ... ]

به نام آنکه هستی نام ازو یافت

نکته ای که ابتدا باید به آن اشاره کنم این است که گویا در معنا و شرایط حکم ارتداد هنوز برای دوستان گروه مخالف شبهه  وجود دارد و این اشتباه دراستدلالات آنان هم بروز کرده است ، هیچ گاه اسلام افراد را به صرف داشتن یک اعتقاد مجازات نمی کند و افراد در اعتقاداتشان آزادند . حکم ارتداد با در نظر گرفتن شرایطی خاص در جایی اجرا می شود که فرد اعتقاد خود را بیان کند و نظم عمومی را برهم بزند در هر جامعه ای مجازات چنین امری عقلانی است، ما از جامعه اسلامی حرف می زنیم، جامعه ای که 98% مردم آن مسلمان هستند، جامعه ای که دین اسلام و پایبندی به ارزش های آن اساس حکومت داری است پس هرچه به این ارزش ها خللی وارد کند نظم عمومی جامعه را بر هم می زند و باید با آن برخورد قانونی شود.  اصلا وظیفه اصلی قواعد حقوقی همین است که حافظ نظم عمومی باشند :

1.دست های پلید و شیطانی استکبار و جنایتکاران امروز قلب اعتقاد مسلمانان را نشانه رفته است آن هم با شمشیرهایی به مراتب برنده تر از صدر اسلام.

دشمنان اسلام در قرن 21 قابل قیاس با دشمنان این دین آسمانی در صدر اسلام نیستند ، دشمن امروز ابزارهایی مانند رسانه ها و فضای مجازی را در اختیار دارد که به طرز عجیبی در مدت زمانی کوتاه تاثیر خود را بر روی افراد می گذارند ، امروزه در عصر انفجار اطلاعات دیگر این حقیقت به خوبی اثبات شده است که ، رسانه ها سهم و نقش قابل ملاحظه ای در انتقال تفکر بشری در میان ملل و انسان ها دارا هستند ، سند این حرف وضع اعتقادی جوانان امروز است ! وسایل ارتباط جمعی، محدودیت هایی از قبیل مکان و زمان، محدودیت سنی، محدودیت های اقلیمی و... را ندارند و در زمینه ی سیاست و حکومت، همان گونه که بر تصمیمات سیاست مداران و هیات حاکمه اثر می گذارند، به منزله ی ابزاری در دست حکومت ها دارای کاربرد و کار آمدی محوری هستند.

با این اوصاف اسلام در روزگار ما  بیشتر در خطر است یا در صدر اسلام؟

2. مهم ترین عامل حفظ جبهه داخلی در جامعه اسلامی، اعتقادات مردم و پایبندی آن ها به ارزش های اسلامی است ، قدرت ایمان، اصلی ترین سلاح در مقابله با نیرنگ ها و سلاحهای پیشرفته استکبار جهانی است. وقتی فردی در حکومت اسلامی علیه اعتقادات مردم برمی خیزد و اعتقادات خلاف اسلام خود را با دشمنی به جامعه تزریق می کند و ایمان مردم را نشانه می رود درهر شرایطی باید سکوت کنیم و بگذاریم ایمان مردم به تاراج برود ؟ مگر مصالح معنوی برای ما از مصالح مادی برتر نیست ؟

اگر سکوت کنیم راه برای نفوذ بیگانگان باز می شود ، چون هر فردی هر زمانی دلش بخواهد می تواند حرکتی علیه ارزش های حکومت اسلامی انجام بدهد و اعتقادات مردم را زیر سوال ببرد ! بعد از مدتی به نظرتان اثری از جامعه اسلامی در صحنه جهانی می ماند که بخواهیم از نگاه ها و واکنش ها بترسیم! آن وقت می شویم همانی که دشمن می خواهد، حکومت اسلامی ای بدون همبستگی و آرمان های مشترک ، حکومتی که از درون متلاشی شده !

 

3. حکومت و زمامداران آن همیشه باید مصلحت جامعه را درنظر بگیرند و سیاستمدارانه پیش بروند اما آیا حکم ارتداد در همه شرایط خلاف مصلحت جامعه است ؟ آیا می توان به طور مطلق چنین چیزی را بیان کرد ؟ مگر قاطعیت امام در مورد قضیه سلمان رشدی و حکم ارتداد او خلاف مصلحت شرایط کشور بود؟ اینکه نذاریم بی حرمتی به پیامبرو ارزش هایمان در جامعه باب شود خلاف مصلحت جامعه اسلامی است؟

حاکم اسلامی با توجه به شرایط جامعه باید تصمیم بگیرد و نمی توان به طور مطلق گفت که شرایط فعلی ایجاب می کند حکم ارتداد را در نظر نگیریم ! اتفاقا شرایط فعلی جامعه اسلامی ایجاب می کند که گاهی با قاطعیت عمل کنیم دشمنان و کینه توزان نظام مقدس جمهوری اسلامی از پای ننشسته‌اند و برای تفرقه و ضربه زدن به نظام از هیچ عملی رویگردان نیستند ، دشمنان ما با امکانات و بودجه هنگفت در کمین نشسته اند اگر ما یک قدم عقب برویم آن ها ده قدم جلو میایند !

به نظرم  تا حدودی هم موفق بوده اند، کاری کرده اند که جوانان مسلمان به اعتقاداتشان و دستورات دینشان از نقطه ضعف نگاه می کنند و معیار خوب و بد ، صلاح و ناصلاح را تفکرات و نگاه جهانیان می دانند نه قرآن و سنت پیامبر!

4.مگر الان ما حکم ارتداد را اجرا می کنیم که آنها تبلیغات سوءخود را انجام میدهند ؟ فکر می کنید مشکل آن ها این چیزاست؟ فکر می کنید اگر ارتداد را در نظر نگیریم نگاه ها به اسلام تغییر می کند؟ اتفاقا هرچه تبلیغات سوء دشمنان بیشتر می شود باید بدانیم که اسلام در دنیا پیشگام است و ترس آن ها از گسترش اسلام بیشتر شده ، به چنین امری از نقطه ضعف نگاه نکنید بلکه از دید اقتدار به آن بنگرید! هدف آن ها هم شک کردن در ارزش هاست!

5.الان عصر آگاهی و منطق و....است ؟ کدام منطق؟ همان منطقی که دشمنان ما براساس آن به خودشان اجازه می دهند کتاب مقدس مسلمانان را آتش بزنند ؟ همان منطقی که طبق آن یک جوان آلمانی به خودش اجازه می دهد که مروه شربینی زن مسلمان و محجبه مصری را در دادگاه و در مقابل چشمان همسر و فرزند خردسالش به شهادت برساند آن هم به خاطر اعتقادش به حجاب ،به خاطر اینکه دینی غیر ازدین آن جوان آلمانی دارد ! در دنیا به این راحتی افراد قربانی اعتقاداتشان می شوند!

 اما اسلام وقتی حکمی مثل ارتداد را برای حفظ جامعه اسلامی در نظر می گیرد چهارچوبی برایش قرارمی دهد، با سخت گیری زیادی شخص مرتد را مجازات می کند و راه توبه را هم باز می گذارد، شخص مرتد زمانی مجازات می شود که اعتقادش را با قصد برهم زدن نظم و ارزش های جامعه اسلامی ابراز کند، نه به صرف داشتن یک اعتقاد .

بعد از این اتفاق سکوت جهانیان و جامعه آلمان جالب بود، آن وقت جوانان مسلمان بر سر مجازات فردی که در حکومت اسلامی علیه اسلام هر اقدامی انجام دهد بحث دارند (یادمان باشد مرتد به کسی گفته می شود که به دلیل کینه و انزجار از اسلام از دین خارج شده و قصد دارد دیگران  را هم با خود همراه کند و در این زمینه اقداماتی عملی انجام میدهد و صرفا اعتقادی درونی ندارد!! )

                                                                                    سوگند                                                                                                          

 

 

 

 

[ یکشنبه هشتم آبان 1390 ] [ 9:56 ] [ ... ]
به نام خداوند نور

با عرض تسلیت خدمت امام زمان(عج) و همه ی خوانندگان محترم

خیلی طول نکشید که زهر کار خودش را در تن و جان امام به سرانجام رساند و امام ما جواد به شهادت رسید و به ساحت رضوان عروج کرد و به آغوش پدرانش در فردوس اعلی پناه برد.

و ناگهان زمین و آسمان را صدای گریه و ضجه و ناله بر کرد.
سپس عاشقان امام ما جواد در حالی که به شدت می گریستند ضجه می زدند و بر سر و صورت می کوبیدند پیکر امام 25 ساله خود را به همراهی فرزندش تا مقابر قریش تشیع کردند واو را در کنار جدش موسی بن جعفرالکاظم به خاک سپردند.
و همگان امام هادی را دیدند که مقابل قبر پدر ایستاده است مثل باران بهاری اشک می ریزد و زمزمه می کند:
وا ابتاه!وا محمداه!
وای از تنهایی و بی کسی وای از غربت و بی همنفسی وای از بی پشت و پناهی وای از کمی یاران و یاوران .
پدر جان!کاش من پیش مرگ تو می شدم.کاش جانم فدای تو می شد. 
پدر جان وای از وحشت فراق تو.
نور چشمم به خاموشی گرایید.حزن و اندوهم فزونی گرفت و رگهای قلبم باره شد.
پدر جان از دست ما رفتی و افتاب عمرت به میانه اسمان هم نرسید و غروب کهولت را ندید.
ای کریم ترین بخشنده روی زمین ای جواد!
هیچ نامی را یارای این نام نمی دانیم که برایت بر گزینیم .این نام همان است که خدا برای تو بر گزیده است.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم .انا لله و انا الیه راجعون.
امام ما فرموده اند:
دین عزت است علم گنج است و سکوت نور است.
و هیچ چیز مانند بدعت دین را نابود نمی کند.
و هیچ چیز مثل طمع مردان را فاسد نمی کند .
و مردم با زمامدار اصلاح می پذیرند .
وبا دعا بلا برطرف می شود.
الفصول المهمه –صفحه 290


پ.ن1- مطلب بالا را خانم میرحیدری از اعضای جدید دختران شعیب زحمت کشیدند و فرستادند... اجرتان با حضرت...

پ.ن2- در این لینک مناظره ای نوشته شده از امام جواد (ع) در مجلس معتصم. مطالعه کنید و اگر کسی تمایل داشت آن را تحلیل کند تا در وبلاگ قرار دهیم.

پ.ن3- انشاالله قسمت بشود همگی برویم مشهد، از در باب الجواد اذن دخول بگیریم و دخیل ببندیم بر دامن کرامت آقا...

پ.ن4- مناظره وبلاگی به راه است، اگر سه پست قبل را نخوانده اید، از دست ندهیدشان

[ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ] [ 17:24 ] [ ... ]

به نام مهربان!

یادمان هست که همه پایبند به دینی هستیم که نهایت تمدن و انسانیت و اخلاق را برایمان به ارمغان آورده است. واین دین همان کامل ترین برنامه ی زندگی بشر است که برای هر عصری و زمانی است.همگی می دانیم که اجتهاد از جمله امور مهم و مدرن دین ماست که سبب قابلیت تطبیق این دین با هر دوره ای گشته است. وهمین امکان به روز شدن احکام دینی است که سبب تمایز اسلام با سایر ادیان الهی وجاودانه بودن آن است.

حال با صحه گذاشتن بر مطا لب فوق الذکر، به عنوان مخالف اجرای حکم ارتداد در جامعه ی امروز استدلال خود را بیان میکنم:

1.ابتدائا به کتاب آسمانی خویش رجوع  میکنیم. در قران کریم در سوره ی بقره1، آل عمران2 ،نساء 3 ، مائده4 ، محمد5، ممتحنه6 ونحل7 به مسئله ی ارتداد پرداخته شده است.با مطالعه ی این آیات اینگونه میتوان استنباط نمود که قر آن کریم ظهور در این دارد که مرتد کشته نمیشود.زیرا اولا در آیات ارتداد هیچ سخنی از قتل مرتد نیامده  وتنها به تهدید کیفر اخروی بسنده شده است.ثانیا آیات مربوط به ایمان وعقیده به صراحت بر آزادی ایمان و عقیده دلالت دارد.

2.در مورد روایاتی که در زمینه ی حکم ارتداد داریم باید عرض شود که این روایات به صدر اسلام  و دوران تاسیس جامعه ی اسلامی مرتبط می باشد.یعنی زمانیکه از طرفی دین و آموزه های دینی به صورت ریشه دار توسعه نیافته و جامعه پر از تازه مسلمانانی است که به صورت ابتدائی با اسلام آشنا بودند. و از طرف دیگر توطئه ی مشرکان ویهودیان برای سست کردن پایه های ایمانی مردم به شدت جریان داشت. در نتیجه پیامبراکرم (ص) جهت جلوگیری از این توطئه ها ودشمنی ها ،برای بیرون رفتن از دایره ی اسلام حکم قتل را تشریع فرمود تا کسی جرأت نکند به قصد توطئه ومتزلزل کردن باورهای ایمانی مردم مسلمان وارد اسلام شود، سپس بیرون رود.

در حالیکه  اکنون ما در عصری به سر میبریم که علم، آگاهی، استدلال و منطق حرف نخست را بین اکثریت مردم میزند. و در چنین دوره ای حکم خشن و سخت گیرا نه ی قتل مرتد پاسخگوی اذهان جستجوگر و منطق جوی بشر نخواهد بود.

3.همچنین میتوان اینگونه استدلال کرد که حکم قتل مرتد یک حکم سیاسی- ونه حکم شرعی – است که برای حفظ نظام اسلامی و انجام مسئولیت های حکومت در قبال جامعه صادر شده است.چنانکه آیه الله مکارم شیرازی میفرمایند:"مجازات اعدام در مورد مرتد فطری یک حکم سیاسی است که برای حفظ کیان جامعه ی اسلامی و نظام آن و حفظ وحدت و انسجام و یکپارچگی تعیین شده است"8علامه شهید، مطهری هم در کتاب یادداشت های خود همین نظر را پذیرفته است.9

بنابراین قتل مرتد را نمی توانیم" حد "تلقی کنیم بلکه از مقوله ی تعزیر است که کیفری تغییر پذیر و قابل انعطاف است. بااین تفسیر باید گفت که اوضاع سیاسی کنونی ایجاب میکند از دین مبینمان مهربانترین ونرم خوترین وجه را به جهانیان اعلان کنیم وبدین طریق از تبلیغات سوء علیه دینمان بکاهیم و بر قدرتش بیفزاییم.

4.در انتها در مقابل این سخن که : عدول از اسلام موجب تزلزل اعتقادی جامعه ی اسلامی می شود.سوالی مطرح میکنم که آیا با در نظر گرفتن اوضاع واحوال کنونی جهان ،کشتن مرتد این تزلزل را ایجاد نمی کند؟آیا دیگران با خود نمی اندیشند که گویا اسلام به زور اجبار  وتهدید باید پیروانش را حفظ کند و خود به تنهایی  قدرت این کار را ندارد؟ وآیا این مسئله برای دینی که الهی وکاملترین دین است،سنگین تمام نخواهد شد؟!!!

 

                                                                                                   " فرزند دلیل"

.........................................................................................................................................................

1.آیه ی 217

2.آیات 77،86،87،88،89،90،91،106،177

3.آیات89،115

4.آیه ی 54

5.آیات 25،26،27،28،31،32

6.آیه ی 11

7.آیات 106،107،112

8.مکارم شیرازی،ناصر،مکتب اسلام،سال24،شماره 6

9.یادداشت های شهید مطهری،قم،چاپ صدرا،جلد2،ص 316

[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 22:44 ] [ ... ]

صدای زنگوله ی شترها از دور به گوش می رسید، قافله رسیده بود. مردم سراسیمه خود را به دروازه ی شهر رساندند تا بعد از یک سال، از مسافران خود استقبال کنند. مسافرت به سرزمین غربت بود و ارمغان از سفربازگشته  ها، بارهایی پر از اشیاء عجیب و غریب بود و داستان هایی شگفت از مردم اجنبی و پادشاهانشان. مردم شهر از شنیدن سیر نمی شدند، معلوم نبود دیگر فرصتی پیش بیاید تا از بیگانگان بدانند. قصه تمام شد، گذشت آن زمان که مردم محدود می شدند به کوچه و محله و دیار خودشان. اکنون زمانه ایست که برای انجام هر عمل باید به دنیا پاسخ گو باشی. طوری مرزهای اطلاعاتی برداشته شده است که همزمان که در خیابان راه می روید، کسانی در آن سوی مرزها نظاره گر شما هستند. از جمله موضوعاتی که زیر ذره بین رسانه ها بلد شده است، همانطور که همیشه در تاریخ دارای اهمیت بوده، نحوه ی برخورد حکومت با مردم است که از طرق مختلف نمود پیدا می کند. از تعریف جرم و تعیین مجازات می توان نام برد که از موارد بسیار حساس دخالت حکومت در زندگی مردم است. در این نوشته سعی داریم به یکی از مصادیق آن، یعنی جرم ارتداد و توجیه اجرای آن در پیشگاه جامعه ی بین المللی بپردازیم.تاکید می کنم که اینجا در مقام نقد نظم کنونی بین المللی نیستیم بلکه بر آنیم تا ثابت کنیم حتی با شرایط فعلی هم اجرای حکم ارتداد مقبول است. بهتر است محور را ارتداد و نسبت آن با آزادی بیان قرار دهیم.

از اصلی ترین ایراداتی که نسبت به حکم ارتداد گرفته می شود، مخالفت آن با آزادی بیان است، اما نکته ای که بیان نمی شود این است که هر مخالفت با آزادی بیانی مذموم نیست. در تعریف، آزادی بیان اکثرا به نبود قانونی حکومتی که آن را محدود کند1بیان می شود. قانون اساسی تمام کشورها – از جمله ق.ا ایران، اصول 24 و 25- و اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نیز این حق را به رسمیت شمرده اند. اما در کنار این ها یک اتفاق نظر عمومی وجود دارد که باید برای آزادی بیان حد و مرز تعیین کرد2، در حال حاضر قانون اساسی هیچ کشوری وجود ندارد که آن را محدود نکرده باشد. علت محدودیت آن است که هر آزادی بیانی در خدمت به روشنگری و کشف حقیقت نیست و گاه با مصالح مهمتری در تضاد است. مثلا در برخی کشورها از جمله آمریکا آزادی بیانی که مستقیما با مخالفت با حکومت آن باشد را نهی کرده اند، یا ملاک های دیگری نیز مانند ضرر به فرد ( مثل افترا) و ضرر به اجتماع (مانند استفاده از الفاظ وقیحانه) در تحدید این حق موجود است. بدیهی بودن وجوب وجود این مرزها تا حدی است که ادعا می شود آزادی بیان به هیچ وجه به معنی این نیست که نباید در بیان مداخله شود، بلکه این عبارت می خواهد توجه ما را به یک نوع ویژه از روابط انسانی جلب کند3. در عرصه ی جهانی نیز ماده ی 19 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر اصل مهم آزادی بیان را به صورت مطلق اعلام می کند: "هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسایل ممکن بیان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد". اما در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که بعد از اعلامیه ی حقوق بشر تدوین شده و از منابع اساسی حقوق بشر در جهان به شمار می آید، آزادی بیان را در ماده ی 19، بند سوم خود اینگونه مقید می کند: "اعمال حقوق ارائه شده در بند 2 این ماده که همراه با وظائف ویژه و مسئولیت ها می باشد، ممکن است که تابع محدودیتهای معینی قرار گیرد. این (محدودیتها)، فقط باید بنا به ضرورتهای ذیل و بوسیله قانون انجام گیرد: الف) برای احترام حقوق یا حیثیت دیگران ب) حفظ امنیت ملی یا نظم و سلامت و اخلاق عمومی". با توجه به مقدمات گفته شده باید بررسی کرد که اولا در شرع مقدس اسلام آزادی بیان پذیرفته شده و با گفته های پیشین مطابقت دارد یا خیر؟ دوما در کشور اسلامی ایران آیا بحث اصول دین (شامل توحید و رسالت پیامبر و ضروریات دین) از مباحث امنیت ملی و نظم عمومی محسوب می شود؟

اول: آزادی بیان در اسلام:  

بر خلاف آنچه از اسلام به دروغ نمایش می دهند، اسلام دینی است که آزادی بیان را تا حداکثر حدودی که موجب روشنگری و هدایت شود پذیرفته است. این دین روشنگر، از آنجا که آخرین دین فرستاده شده از طرف خداوند و کاملترین آنهاست، به پیروان خود اجازه می دهد، بلکه امر می کند در اصول دین خود تفکر کنند و در صورتی که سوال و شبهه ای دارند آن را مطرح کنند. آن ها ابتدا این سوال را از طریق مراجعه به قرآن پاسخ دهند و اگر مشکل رفع نشد برای رفع شبه و اصلاح تفکر خود به سنت پیامبر(ص) یا کسی که جانشین اوست مراجعه کنند4. امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند:نظرهایتان را به هم عرضه کنید تا از آن نظریه ای صحیح و حق زاده شود. پس سوال کردن در امر دین واجب است اما تا زمانی که انگیزه ی تحقیق و کاوش گری داشته باشد. با راهکارهای بیان شده، قطعا اگر فرد عنادی نداشته باشد، به پاسخ شبهات خود خواهد رسید، اما حتی اگر نرسید و این باعث تغییر عقیده اش شد، باز هم مجازاتی در پی ندارد. همین طور که در آیه ی لااکراه فی الدین بیان می دارد که آزادی عقیده موجود است و نیز تفتیش عقاید را در اسلام منع کرده است( اصل 23 قانون اساسی). اما بعد از همه ی این مراحل اگر کسی از روی عناد (همانطور که شرایط ایجاد ارتداد و اجرای مجازات آن را در لینک های پست قبل مشاهده کردید) به بیان عقاید الحادی خود و گمراه کردن مردم بپردازد، خطوط قرمز اسلام خود را نشان می دهد. مبارزه از روی دشمنی و سرکشی با اصول بنیادین هیچ قانونی پذیرفته نیست. هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که قانونی را بر اساس حمکت و مصالحی وضع کند و در عین حال به پیروان خود اجازه مبارزه با اصول آن و سرکشی از آن را بدهد. باز هم اینجا لازم به یاداوری وجه تمایز اسلام با سایر حکومت های قدرت مدار جهان است، زیرا که اسلام با اجرای این حکم، علاوه بر تثبیت اقتدار قانون الهی در برابر دشمنان و مشرکان، گام بلندی در هدایت فرد و جامعه برمیدارد که توضیح آن از حوصله ی این سطور خارج است.

دوم: ارتداد و نظم عمومی

در تعریف نظم عمومی سخن ها گفته شده، مثلا نظم عمومی یعنی نظم در جامعه5. زیرا که طبق این دیدگاه نظم یعنی تعادل و پیوستگی امور نسبت به یکدیگر که دولت آنها را در نظام حقوقی خود تضمین می کند، یا اینکه: در هر کشور نظم عمومی شامل احترام به اصول عالی انسانی و اجتماعی به همان نحوی است که در آن کشور جاگیر شده6. به نظر من هر تعریفی که از نظم عمومی ارائه شود، در نهایت چگونگی آن به ایدئولوژی مردم آن جامعه باز می گردد، زیرا که نظم عمومی چیزی جز اخلاق عمومی و روابط اجتماعی نیست که محتوای آنها از جهان بینی افراد نشات می گیرد. بعد از تعاریف ارائه شده توجه به برخی موارد خالی از لطف نیست: نود و هشت درصد مردم ایران را افراد مسلمان تشکیل می دهند که با انقلاب اسلامی،خواستار حکومت شرع اسلام بر کشور خود شدند. اصل چهارم قانون اساسی که از اصول تغییرناپذیر است، مقرر می دارد که همه ی قوانین ایران باید بر اساس موازین دین اسلام باشد، این همان قانونی است که بعد از رای مثبت مردم اجرایی شد. بعد از این شروع در ادامه هم مردم ایران به مناسبت های مختلف، همچنان حمایت خود را از آنچه به دست آورده اند نشان می دهند( برای نمونه: راهپیمایی های 22 بهمن، راهپیمایی ها بعد از اهانت به پیامبر اسلام، سوزاندن قرآن کریم و... شرکت در مراسم مذهبی و...)، گرچه مطالعه ی سطور بالا از نظر خواننده توضیح واضحات است، اما برای روشن شدن موقعیت باید گفت که امروز شکستن حریم دین اسلام و خدشه ی معاندانه به آن در تضاد کامل با اخلاق حسنه و نظم عمومی جامعه است. خالی از لطف نیست گریزی هم به ماده ی بیست میثاق بین المللی حقوق مدنی و اساسی بزنیم:  هرگونه ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت گردد، بموجب قانون ممنوع می باشد. که به نظر اینجانب مصداق بارز آن اعمالی است که  فرد مرتد مرتکب شه که قطعا باعث تحریک و خشونت ملت مسمان ایران می شود.

جمع بندی: برخلاف تبلیغات بسیار و کذب برخی کشورها، اسلام مقدس حریم آزادی بیان را تا حداکثر جای ممکن حفظ کرده است. اما همانطور که در هر جای دنیا به حکم عقل خطوط قرمزی  برای  این اصل نهاده شده است، شرع مقدس هم در قالب ارتداد، افرادی را که به مصالح و نظم جامعه ی مسلمین ضربه وارد کنند مجازات می کند، البته باید گفت شرایط اجرای این حکم بسیار حساس و پیچیده است و نیاز به نظر اهل فن دارد. با بررسی اسناد بین المللی نیز دریافتیم که قیود آزادی بیان ، به صورت جهانی پذیرفته شده و اجرای این حکم نیز کاملا با موازین یاد شده سازگاری دارد و تبلیغات علیه اسلام به خاطر ارتداد، تناقض از حرف تا عرصه ی عمل است.

                                                           زهراسادات شیخ الاسلام


منابع:

1- http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86

2- همان

3- http://plato.stanford.edu/entries/freedom-speech/

4- علامه طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، النشر الاسلامی،ج 2، ص 130-131 به نقل حسین هاشمی، ارتداد و آزادی، ص43

5-ساکت، محمد حسین، حقوق شناسی، نشر ثالث، ص500

6- همان، ص 500-501

 

 

[ یکشنبه یکم آبان 1390 ] [ 22:59 ] [ ... ]
تابستان 90 ، به مدت 3 روز ، یاهو را که باز می کردی، خبر حکم اعدام یوسف ندرخانی که به جرم ارتداد از دین اسلام و گرویدن به دین مسیحیت دستگیر شده بود، خبر اول روی صفحه ی اصلی یاهو بود. 

تظاهرات در مخالفت با این حکم اسلامی در کشورهای دنیا و برنامه های سیاسی در شبکه های مخالف، غوغا می کرد. استدلال هم مثل نقل و نبات، حق آزادی بیان بود و نقض حقوق بشر.

 *** 

در حالی که عدم جرم انگاری ارتداد در لایحه ی جدید قانون مجازات اسلامی به بحث داغی تبدیل شده، موضوع مجازات ارتداد موضوع خوبی است برای مناظره ی حضوری این هفته ی دختران شعیب. 

اساس جرم انگاری ارتداد در شرع مقدس اسلام به کنار، مجازات ارتداد در جامعه ی امروزی، زیر دماغ دهکده ی جهانی بحث دیگری است.

 دختران شعیب! مخالفت و موافقت در این مسئله است که در این روزگار، میتوان جرم ارتداد را به رسمیت شناخت و مجازات کرد؟ حالا چه جرم انگاری آن در قانون مجازات باشد، چه با اصل 167 ق.ا.

 لطفا سریعتر مواضع خود را از طریق بخش نظرات وبلاگ روشن کنید.

 بازدیدکنندگان محترم! باب مناظره ی وبلاگی این بحث در کامنت ها باز است. نظرات شما در بحث و استدلال دو طرف بسیار مفید خواهد بود. ما را از نظرات خودتام محروم نکنید.

 چند لینک برای مطالعه:

 ارتداد، ارتداد کمی  مفصل تر

 ارتداد در نظام حقوقی ایران 

[ شنبه بیست و سوم مهر 1390 ] [ 23:9 ] [ ... ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تبادل لینک

فروش بک لینک